افکار شب مانده

خونه ی مادر بزرگ حوض بزرگ مستطیل شکل فیروزه ای داشت که وسطش یک پایه گلدون پر از گلهای یخ و سرخس و ...اینا بود و دور حوض پر از شمعدونی !!با بچه ها بازی میکردیم که یک گلدون افتاد داخل حوض فیروزه ای و شکست ..بازی و گلدون و شمعدون همه رو رها کردم و رفتم ...شاید یک روز هم یکجا اینجا رو رها کنم...!!

 +دیدید یه وقتایی با یکی تو راهرو یا راه پله یا مسیر پیاده رو سینه به سینه میشی اون میره راست تو هم میری راست اون میره چپ تو هم می ری چپ؟ دیدید  بلاتکلیفی چند ثانیه ای رو!!این اتفاق مکرر برام اتفاق میافته و این همه مدام بلاتکلیفی نمیدونم چرا پیش میاد...


+امیدوارم بسلامت این ماه سنگین بگذره و رد بشه ...آمین

  • یاقوت ...

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">