افکار شب مانده

خونه ی مادر بزرگ حوض بزرگ مستطیل شکل فیروزه ای داشت که وسطش یک پایه گلدون پر از گلهای یخ و سرخس و ...اینا بود و دور حوض پر از شمعدونی !!با بچه ها بازی میکردیم که یک گلدون افتاد داخل حوض فیروزه ای و شکست ..بازی و گلدون و شمعدون همه رو رها کردم و رفتم ...شاید یک روز هم یکجا اینجا رو رها کنم...!!

۱ مطلب در تیر ۱۳۹۶ ثبت شده است

آخرین فکر دیشب قبل از به خواب رفتن و بی هوش شدنم ؛درود و رحمت فرستادن به  روح "کریم امامی "بود با این ترجمه ی بی نظیری که بر کتاب "گتسبی بزرگ" نوشته است..خانه  آخرتت آباد ای مرد!




  • یاقوت ...