یاقوت

افکار باران خورده

یاقوت

افکار باران خورده

یاقوت

خونه ی مادر بزرگ حوض بزرگ مستطیل شکل فیروزه ای داشت که وسطش یک پایه گلدون پر از گلهای یخ و سرخس و ...اینا بود و دور حوض پر از شمعدونی !!با بچه ها بازی میکردیم که یک گلدون افتاد داخل حوض فیروزه ای و شکست ..بازی و گلدون و شمعدون همه رو رها کردم و رفتم ...شاید یک روز هم یکجا اینجا رو رها کنم...!!

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مادر» ثبت شده است

مادر فرشته ای ست
که من فکر می کنم
بر روی خاک
معجزه آسا نشسته است 

مادر پرنده ای ست
که با بال های خیس
بر شاخه ی شکسته ی رویا
نشسته است...

  • یاقوت ...

می خواهم از خدا به دعا صد هزار جان /تا صد هزار بار بمیرم برای تو ...

"همه وجودم روزت مبارک" و تقدیم به تو که به پروین علاقمندی ...




  • یاقوت ...